سختیِ پرمعنا

انجام هر کار جدی و اثربخشی سخت است. مسئله این است سختی انجام بعضی از کارها برایت ثروت و معنا تولید می‌کند، برخی دیگر نه. کاری را انجام بده که سختی‌اش را با معنی می‌دانی.

خستگیِ محتوم

خستگی ناگزیر است، مهم این است که خودت را با چه کارهایی خسته می‌کنی.

خاطرات زنده می‌شوند

فکر می‌کنید جزئیات خاطراتتان را از یاد برده‌اید؟ دست‌به‌قلم شوید تا ببیند ذهنتان چگونه جزئیات جدیدی را برای آن‌ها می‌سازد.

یک روز خوب

روز کاری کم‌استرس روزی است که آن را با رسیدگی به مهم‌ترین اولویتت شروع می‌کنی.

انتخاب

خوش‌شانس‌بودن یک انتخاب است.

ناتوانی

به خاطر ناتوانی‌ات در انجام یک کار، اهمیت آن کار را زیر سوال نبر.

نوشتن هدف

نوشتن یک هدف، گامی برای پروش دادن جرئت رسیدن به آن هدف است.

توانمندی تو

اینکه از مطالعۀ مکرر نوشته‌های محبوبت لذت می‌‎بری یک ویژگی کمیاب است. این توانمندی‌ات را تقویت کن.

باز هم پیاده‌روی

هیچ تکنیک و ترفندی را نمی‌شناسم که به اندازۀ پیاده‌‌روی در افزایش خلاقیت مؤثر باشد.

گزارش عملکرد

محتوای خوب نوعی گزارش عملکرد است؛ اما نه به بی‌مزگی‌ نمونه‌های اداری آن.

اول بد باش

اگر قرار نیست بد بمانید، چرا از بد شروع کردن می‌ترسید؟

طرف نقل

اگر خطاب به یک مخاطب مشخص بنویسید. بهتر و شفاف‌تر می‌نویسید.

ترسناک

ابهام ترسناک نیست. شروع نکردن به خاطر ابهام ترسناک است.

مسیر هیجان‌انگیز

فکر کردن به نتایج و دستاوردهای یک کار هیجان‌انگیز است؛ اما فقط در ابتدای کار. اگر در طول مسیر مدام به نتیجه فکر کنی، به‌تدریج حوصله‌ات سر می‌رود و حتی ممکن است هدف را دور از دسترس بدانی و دست از کار بکشی.
هیجان در پیمودن مسیر است؛ نه در خیالبافی دربارۀ مقصد.

مخاطب تو

برای خواننده‌ها می‌نویسی یا نویسنده‌ها؟

اول مقاله

-اون می‌گه تا وقتی نتونستی برای سایتت مقاله‌های ساختاریافته و جذاب بنویسی، واسه تولید انواع دیگۀ محتوا عجله نکن.

شیوۀ تازۀ زندگی

روزانه‌نویسی تنها تمرینی برای نوشتن نیست. روزانه‌نویسی الهام‌بخش شیوۀ تازه‌ای از زیستن است.

بی مقایسه

-یه روز یه نفر از مقایسۀ زندگی خودش با دیگران دست کشید، تازه فهمید زندگی چقدر قشنگه.

کم و کیف اشتیاق

کم و کیف اشتیاق خودت نسبت به یک کار را نه پیش از آن، که با پرداختن به آن است که می‌توانی اندازه بگیری. (+)

کلیشه‌کُشی

برای پرهیز از کلیشه‌ها، باید با شناخت کلیشه‌ها آغاز کرد.

تمایز با تکرار

اگر در نشر و تکرار ایده‌ها و باورهایت سرسختی و استقامت به خرج می‌دهی در نهایت مخاطبان درجه‌یک خودت را پیدا می‌کنی.

نگاه تازه

-یه روز یه نفر تصمیم گرفت دیگه منتظر بقیه نمونه. تازه همون روز بود که فهمید شروع کارای خوب و ارزشمند چقدر آسونه.

مکتوب کن

اگر از ارائۀ مکتوب یک موضوع طفره می‌رویم، به ‌احتمال قوی هنوز آن موضوع را به‌خوبی نفهمیده‌ایم.

راه تغییر

می‌خواست تغییر کند، پس هر روز این جمله را تکرار می‌کرد: می‌خواهم بی‌‌وقفه آزمایش کنم، شجاعانه اشتباه کنم و بارها و بارها و بارها از نو شروع کنم.

قدر لحظه‌های بیداری

-یه روز یه نفر دوباره دیر از خواب بیدار شد. اما دیگه حالش از سرزنش کردن خودش بهم خرده بود. از اون به بعد تصمیم گرفت قدر لحظه‌های بیداریشو بیشتر بدونه.
دیگه وقتی دیر بیدار می‌شد به خودش بدوبیراه نمی‌گفت.

جواب نمی‌دهد

آدمیزاد هرگز با ملامت کردن خودش تغییر نمی‌کند. دیگران را هم نمی‌توان با ملامت کردن تغییر داد.

شروع راحت

شروع نوشتن راحت است: از چیزهایی بنویس که در حافظه‌ات می‌پلکد.

فاقد هر نوع استعداد!

در آموختن یک مهارت باید بنا را بر این بگذاری که استعداد لازم را برای پرداختن به آن مهارت نداری. با چنین فرضی- به‌جای نگرانی بیهوده بابت استعداد- تمام توان و تمرکزت را صرف بهبود عملکردت می‌کنی.

شاد و شادی‌بخش

ایده‌ای برای دوام آوردن: تلاش برای ساختن یک زندگی شاد و شادی‌بخش.
شادی در نفس تلاش است.

روزنۀ امید

زندگی پر از گرفتاری‌های بی‌معنا و ناگزیر است. اگر شوق انجام کاری را داریم باید در میان همین گرفتاری‌ها دست به کار شویم.

پهن کردن فرش قرمز برای فرشتۀ الهام

می‌دانی بیشتر چه وقتی از اینکه کم می‌نویسم افسوس می‌خورم؟ دقیقاً اوقاتی که بیشتر می‌نویسم.
چون حین بسیارنویسی متوجه می‌شوم که از چه شگفتیِ بزرگی خودم را محروم می‌کرده‌ام.
وقتی زیاد می‌نویسم، ایده‌ها خواسته و ناخواسته سرازیر می‌شوند. غالباً در یک نشست نوشتاری پنج-شش ساعته به اندازۀ یک ماه فکر و ایده پیدا می‌کنم. اما عوض خوشحالی برای ایده‌هایی که به ذهنم خطور کرده، خاطرم مکدر می‌شود از اینکه در روزهای رفته چه ایده‌های درخشانی به خاطر کم‌نویسی از چنگم گریخته‌اند.
من از ترس نابودی ایده‌هاست که می‌نویسم. نوشتن گشودن فرش قرمز برای فرشتۀ الهام است.

یادت باشد

یادت باشد: همیشه چیزی هست که تو را ناراحت کند؛ اما تو می‌توانی به آن میدان ندهی.

راه تمایز

عامل اصلی تمایز تو، روحی است که در کارهایت می‌دمی.

فرصت درخشان ما

حالا که سفرۀ اینترنت پهن است، دست ما برای یادگرفتن و یادددان بازتر از همیشۀ تاریخ است. نزد هریک از ما سهمی از دانش و تجربه موجود است که حالا مجال انتشار گستردۀ آن فراهم شده. کاش این فرصت درخشان را دست‌کم نگیریم.

قانون شخصی

باکیفیت‌ترین ساعات روز نباید به‌هیچ‌عنوان صرف شبکه‌های اجتماعی بشود.

نگاه دیگری به بیکاری

اگر به بیکاری به منزلۀ امکانی برای کشف فضاهای تازه، و محرک انجام کارهای شجاعانه‌تر بنگریم، آن‌وقت شاید توانمندی‌هایی را در خودمان ایجاد کنیم که فرصت‌های شعلی بهتری را پیش رویمان قرار بدهد.

بده و بستان

از اینترنت با این همه وسعت و قدرت برای تکرار نق‌وناله‌های رایج استفاده نکن.
از خودت بپرس: چگونه می‌توانم چیز مفیدی به فضای اینترنت اضافه کنم؟

کمی اغراق!

تنها حسرت من در پایان عمر شاید این باشد: چرا بیشتر پیاده‌روی نکردم.

معطل نکن

ای‌کاش همین الان شهامت آن را داشته باشیم که چرک و کثیف و ناقص و مضطرب و رنجور -هر طور که شده- کار موردعلاقه‌مان شروع کنیم. مگر نه این‌که هر انسانی این‌گونه پا به جهان می‌گذارد؟

تارعنکبوت باورها

احساس می‌کنی درمانده و پریشانی، هیچ دستاورد بزرگ و ارزشمندی نداری؟ می‌دانی چرا؟ چون فقط کارهایی را انجام می‌دهی که گمان می‌کنی از پس آن‌ها بر می‌آیی.

شغل مناسب شما

وقتی می‌فهمی کار موردعلاقه‌ات را پیدا کرده‌ای که به‌هیچ افسوس نخوری که چرا فلان شغل نان‌وآبدار را انتخاب نکردی.

فقط شروع کن

تنها چیزی که باید از آن بترسیم شروع نکردن است. هر چه‌قدر دیرتر آغاز کنیم، وسواس ما برای شروع کار بیشتر می‌شود. شروع کار انرژی و انگیزۀ چندانی نمی‌خواهد؛ حتی امکانات هم نمی‌خواهد. این‌ها چیزهایی هستند که پس از شروع‌کردن به دست می‌آیند، نه پیش از آن.

رنج

رنجِ نپرداختن به علایق و استعدادهای خود، چنان مُهلک است که شاید بتوان آن را با رنج ورشکستگی و بیماری صعب‌العلاج و ازدست‌دادن عزیزان قیاس کرد.

زیبایی زندگی

هر چه‎‌قدر که به تلخی‌ها و تیرگی‌های زندگی خیره شوی، باز هم در لحظاتی پی می‌‎بری که زندگی بی‌اندازه زیباست.

قول شخصی

به خودم قول داده‌ام همیشه لبخندم را روی لب‌هایم حفظ کنم.

اخبار مخرب

آگاهی و آمادگی با دنبال‌کردن اخبار روز به دست نمی‌آید. ای ‌بسا غرق‌شدن در خبرها باعث کژفهمی ما بشود و تأثیر مخربی روی تصمیم‌هایمان داشته باشد.

زندگی تأثیرگذار

خیل مردگان به ما می‌گویند که بهتر است برای زیباتر کردن زندگی پس از مرگ خود بکوشیم. به تعبیر چارلز هَندی «زندگی پس از مرگ، یعنی زندگی ما در ذهن نسل‌های بعدی.»

تو می‌توانی؟

تقریباً همۀ کارهای اثربخش و سودمندی که در زندگی انجام داده‌ام آن‌هایی بوده که در ابتدا خودم را از انجامش ناتوان می‌دیده‌ام.

معنای زندگی

کشف یا ساختن معنا برای زندگی چندان دشوار نیست، سختی ماجرا در این است که آیا می‌توانی معنای زندگی‌ات را همچنان حفظ کنی، یا نه، دم‌به‌دم از دستت لیز می‌خورد و باز دچار خلاء و بی‌معنایی می‌شوی؟

نسخۀ تازۀ شما

می‌توان از ارتقای تدریجی نرم‌افزارها به‌عنوان استعاره‌ای برای رشد و توسعۀ فردی بهره برد:
ما هر چند وقت یک‌بار خودمان را به‌روز می‌کنیم؟
چگونه می‌توانیم نسخۀ تازه‌ای از خودمان ارائه دهیم؟

در ستایش نارضایتی

به گفتۀ ابراهیم گلستان: «فقط آدم‌های خنگ از خودشان راضی‌اند».

نارضایتی از خودْ می‌تواند محرک عمل باشد. نارضایتی نشانۀ انسانی است که به وضع موجود تن نمی‌دهد و در پی رشد بیشتر است؛ اما آیا همۀ انواع نارضایتی ارزشمند است؟
مسلماً نه. ناخرسندی از مسائل پوچ و بیهوده راه به هیچ جایی نمی‌برد.
به زعم من انسان خوشفکر و آینده‌نگر، از کُند بودن روند توسعۀ فردی‌اش، از کم‌کاری‌اش در چیرگی بر هنر و مهارت و خلق آثار بیشتر و بهتر ناراضی است.
دلیل نارضایتی شما چیست؟

نوشتن با دورنگری

نوشتن از توسعۀ فردی و موفقیت به معنی نادیده‌گرفتن مشکلات و تلخی‌ها نیست؛ بلکه بیانگر دغدغۀ رشدِ سیستمی و بلندمدت است، در برابر نگاهی که خود را قربانی وضع موجود می‌داند.

راه تو

رشد فردی فرمول و تکنیک عجیب‌وغریبی ندارد. در این سستی و رخوتی که گریبانگیر اغلب ماست، اگر کمی همّت کنی و به راه رمه نروی، پا به جاده‌ای می‌گذاری که کم‌تر پا خورده و رو به رضایت و موفقیت است.

ابزار فرهنگی

من خواندن و نوشتن را به عنوان ابزاری برای شکل دادن به زندگی‌ام برگزیده‌ام.

هلاک حافظه

اگر ننویسی و دور نریزی، از فشار حافظه می‌میری.

مرزشکن

فهرستی بنویس از مرزهایی در پی شکستن آن‌ها هستی.

مخاطبان خاص

شاید محتوای شما در هیاهوی بزرگ رسانه‌های زرد نادیده بماند؛ اما نگران نباشید؛ نسل مخاطبان خاص هرگز منقرض نمی‌شود؛ آن‌ها شما را خواهند یافت.

جان‌پناه

خواندن و نوشتن، جان‌پناهی در دل جریان هولناک روزمرگی‌ست.

خودت را دریاب

با ناچیز شمردن دستاوردهای دیگران، نمی‌توانی کم‌کاریِ خودت را توجیه کنی.

بهانه‌ای برای تمرین نوشتن

اگر اهل خط کشیدن زیر برخی از خطوط کتاب‌ها باشی، بهانۀ خوبی برای نوشتن داری: دربارۀ سطرهایی که برگزیده‌ای بنویس.

خلق تازگی

فشار آوردن به ذهن برای خلق چیزی تازه -حتی با وجود به نتیجه نرسیدن- گام مناسبی برای زدودن روزمرگی از زندگی‌ست.

جریان محتوا

با قطع و وصل کردن جریان انتشار محتوا، هر بار مجبور می‌شویم از صفر آغاز کنیم. محتوا با کار پیوسته به نتیجه می‌رسد.

دوباره‌خوانی

با یک بار خواندن یک کتاب نمی‌توان ادعای خواندن آن را داشت. نابوکف می‌گوید: خواندن یعنی دوباره خواندن.

پی‌نوشت:

البته که هر کتابی ارزش دوباره‌خوانی ندارد.

مصیبت

بزرگ‌ترین بدبختی ما این است که خود را محتاج تأیید دیگران می‌دانیم.

همزاد

«نوشتن»، کلمۀ همزاد من است.

توجه عملی به اولویت‌ها

شناسایی اولویت‌ها و وقت گذاشتن برای آن‌ها دو چیز کاملاً متفاوت است. آیا برای اولویت‌هایتان وقت می‌گذارید؟