۱۰۰ پند من به خودم-۲۶

یک پیج اینستاگرامی سرحال و فعال داشته باش و از آن برای آزمودن ایده‌های تازه بهره ببر.

۱۰۰ پند من به خودم-۲۳

آنچه یاد می‌گیری، با نوشتن آموزش بده. مکتوب کردن آموخته‌ها بهترین روش تثبیت آن‌ها در ذهن است.

۱۰۰ پند من به خودم-۱۷

همدلی نکن، همدردی کن. این را از کتاب «آدمی؛ یک تاریخ نویدبخش» آموخته‌ام. به جای اینکه غرق مشکلات دیگران بشوی و خودت را جای آن‌ها بگذاری، ببین چه کاری می‌توانی برای آن‌ها انجام دهی؛ برای تسکین درد آن‌ها بکوش.

۱۰۰ پند من به خودم-۱۶

هزار بار هم در انجام یک کار شکست‌ خوردی باز هم از نو شروع کن. مثلاً اگر ده هزار بار عزم سحرخیزی کرده‌ای و نتوانسته‌ای، باز هم تلاش کن. این مهم‌ترین عامل تمایز تو از افرادی است که پس از چند بار شکست بدبین می‌شوند و دیگر دست به اقدام نمی‌زنند.

۱۰۰ پند من به خودم-۱۴

بگذار موبایلت در اغلب اوقات بی‌صدا باشد. بعداً می‌توانی به هر کسی که زنگ زده زنگ بزنی.

۱۰۰ پند من به خودم-۱۳

کارهای قبلی‌ات را بازبینی کن و آن‌ها را بهبود بده. گاهی اوقات برخی کارهای ناقص هنگام بازبینی و بازسازی به آثاری درخشان بدل می‌شوند.

۱۰۰ پند من به خودم-۱۲

کارهایی که دوست داری هر روز انجام بدهی به سه سطح کوچک، متوسط و بزرگ تقسیم کن. هر روز بسته به حس و حالت به یکی از سطوح بپرداز. مثلاً در عادت «روزانه‌نویسی» اگر حوصله نداشتی، سه چهار خط بنویس. اگر اوضاع مساعد بود نیم ساعت بنویس، اگر وقت و انرژی کافی فراهم بود دو سه ساعت کار کن.

۱۰۰ پند من به خودم-۱۱

همیشه یک لغت‌نامه روی میز کارت داشته باش. سعی کن به تدریج از تمام کلمات لغت‌نامه در تمرین‌های نوشتاری‌ات استفاده کنی.

۱۰۰ پند من به خودم-۱۰

از کتابی که دوست داری دو-سه نسخه بخر. سپس فصل به فصل یکی از نسخه‌ها را از جدا کن و با منگه به هم وصل کن. همیشه یکی از فصل‌های کتاب را توی کیفت داشته باش و هر جا فرصتی پیدا کردی نگاهی به آن بینداز.

لینک مرتبط: اصول مطالعه موثر برای نویسنده‌ها

 

۱۰۰ پند من به خودم-۸

جواب آدم‌های سمّی را نده. نادیده‌گرفتن آن‌ها بهترین کاری است که می‌توانی انجام بدهی.

۱۰۰ پند من به خودم-۷

یک موضوع مهم را انتخاب کن. دربارۀ آن مقاله‌ای بلند بنویس و متعهد باش تا آن مقاله را هر ماه با اطلاعات بیشتری به‌روز کنی.

لینک مرتبط: مقاله‌نویسی

۱۰۰ پند من به خودم-۶

وقتی در یک کتاب غیرداستانی به ایده‌ای کاربردی می‌رسی، کتاب را فوراً ببند و اجرای آن ایده را شروع کن.

۱۰۰ پند من به خودم-۵

نمایشنامه‌خواندن هزاربرابر مهم‌تر از چیزی است که تصور می‌‌کنی. نمایشنامه بخوان؛ هر نمایشنامه‌ای.

۱۰۰ پند من به خودم-۴

وقتی خواندن یک داستان را تمام کردی، یک ویدیو ضبط کن و خلاصه‌ای از آن داستان را بازگو کن. نیازی به انتشار این کلیپ نیست. تو با این کار قدرت قصه‌گویی خودت را بیشتر می‌کنی.

۱۰۰ پند من به خودم-۳

روزانه یک یادداشت تازه بنویس و منتشر کن. بگذار ذهن تو هر روز ایدۀ تازه‌ای بسازد یا یکی از ایده‌های قبلی‌ات را با زبانی تازه بیان کند.

یک مهارت تازه

اگر حرف تازه‌ای برای گفتن نداری، یک مهارت تازه یاد بگیر.

رُندش نکن

بارزترین نشانۀ نابودگران وقت: آن‌ها برای انجام کارها منتظر رُند شدن ساعت می‌مانند.

یک کار

مراحل مهارت‌یافتن در یک هنر آن‌قدر پیچیده و طاقت‌فرساست که حداقل در یک دهۀ اول کار مجال چندانی برای آزمودن سایر رشته‌ها باقی نمی‎‌ماند.

معیار

کار موردعلاقۀ ما کاری است که دوست داریم دربارۀ آن بیش‌تر و بیش‌تر یاد بگیریم.

تلخ و شیرین

گاهی به یک اتفاق تلخ نیازمندیم تا شیرین‌ترین تصمیم زندگی‌‌مان را بگیریم.

مطالعه و خلاقیت

کتاب خواندن به‌خودی‌خود عملی خلاقانه است. حتی با مطالعۀ کتاب‌های کم‌مایه نیز ذهنْ فرصت اندیشیدن به موضوع‌های تازه را به دست می‌‌آورد.

موفقیت دیگران

از تماشای موفقیت دیگران باید به اندازۀ خیره شدن به یک منظرۀ زیبا لذت برد. به گمان من این راز رشد و آرامش است.

بدیهی

هیچ چیزی نیست که دو نفر آدم دقیقاً یک‌ جور درکش کنند؛ چه شکنجه‌ها که به‌خاطرِ نفهمیدنِ همین موضوع ساده به خودمان و دیگران نمی‌دهیم.

تلاش برای شنیدن برخی از جملات

یکی از اهداف ارزشمند می‌تواند تلاش برای شنیدن برخی از جملات از زبان دیگران باشد، مانند این جمله: «تو شنوندۀ خوبی هستی.»

کلمه

در هر کلمه چند کتاب هست.

لحظۀ حال

با بهبود لحظۀ حال گذشته هم زیباتر می‌شود.

راه رشد

هر وقت کم‌تر از کار دیگران ایراد گرفتی یعنی بیشتر سرگرم کار خودت هستی.

شغل خلاقانه

فرد خلاق طبعاً شغل خلاقی هم دارد. نمی‌توانی دغدغۀ خلاقیت داشته باشی اما در کارَت کم‌ترین اثری از خلاقیت و نوآوری نباشد.

تداوم

جدیت تو فقط زمانی به دیگران ثابت می‌شود که در کارت تداوم داشته باشی.

مثبت‌اندیشی

مثبت‌اندیش بودن دشوار است. پس دیگران با تمسخر آن، به ناحیۀ امن منفی‌بافی بازمی‌گردند. در جامعه‌ای مملو از یأس و ناامیدی و بحران، مثبت‌اندیشی و امیدواری برگ برنده است، نه توهم و چشم‌پوشی از ناملایمات.

واقعاً فکر می‌کنی خلوت کرده‌ای؟

ممکن است تمام روزِ ما در اتاقی خلوت بگذرد؛ ممکن است به لحاظ فیزیکی خودمان را تنها و دورافتاده ببینیم؛ اما آیا با وجود موبایل آن موفقیت فکریِ حاصل از ماندن در اتاق نصیب ما می‌شود؟ به نظر می‌رسد که دیگر تنهایی فیزیکی مزیت رقابتی مهمی نیست. این روزها حضور مجازی دیگران، بیش از حضور فیزیکی‌شان مخل تنهایی ماست؛ یعنی ممکن است اتاقی خلوت، با وجود موبایل آنلاین، به‌مراتب فضای شلوغ‌تر و مشوّش‌تری نسبت به استادیومی صدهزارنفری داشته باشد. موبایل، وسوسۀ بیرون‌زدن از اتاق را کنار می‌زند و خود به اتاقی تبدیل می‌شود که کسی اراده و توان بیرون‌زدن از آن را ندارد.

باورِ رسیدن

برای تحقق اهداف، بیش از تکنیک و ترفند، به باورِ رسیدن نیاز داریم.

جرقه

خشم و بیزاری و اندوه یک جرقه است. این نگرش تو است که می‌گوید کدام آتش را می‌توانی با این جرقه شعله‌ور کنی.

زندگی گند است

وقتی می‌گویی زندگی گند است، دقیقاً به این موضوع اشاره می‌کنی که خودت آدم گندی هستی.

روش خوب زیستن

هر وقت متوجه شدی هیچ روش معینی برای خوب زندگی کردن وجود ندارد، روش شخصی خودت را برای خوب زندگی کردن پیدا می‌کنی.

آرزو

نداشتن آرزوی‌های بزرگ از نرسیدن به آرزوهای بزرگ بدتر است.

تقلای یادگیری

بکوشید دربارۀ چیزهایی که نمی‌دانید بنویسید؛ این کار شما را وادار به جستجو و یادگیری می‌کند.

شادمانی

اگر حین انجام کاری شادمان نیستی، از نتیجه و دستاورد آن هم شادمان نخواهی بود.

مزیت سرعت

هیچ چیزی به اندازۀ ایده‌ای که سریع اجرا می‎‌شود انگیزه‌بخش نیست.

اول خودت

اگر خودت را دوست نداشته باشی، نمی‌توانی به دیگران کمک کنی.

شنوندۀ خوب

اگر در پایان روز توانستی گفت‌وگوهایت با دیگران را بی‌کم‌وکاست روی کاغذ بیاوری، یعنی شنوندۀ خوبی هستی.

تشخص تنهایی

تنهایی تشخص می‌آورد؛ اگر تنها بودن را بلد باشی.

فقط شروع کن

شروع‌ کردن کار مساوی است با آسان‌ شدن کار. تا کاری را شروع نکرده‌اید سخت‌تر از اندازۀ واقعی آن به نظر می‌رسد.

پل‌های پشت سر

جرات داشته باش و پل‌های پشت سرت را خراب کن. این مطمئن‌ترین راه برای ساختن یک زندگی تازه است.

تصور ما از خودمان

«از روان‌کاوی آموخته‌ام که هر بینش و تصوری که از خودم داشته باشم، برگرفته از تصوری است که دیگری از من دارد؛ معمولاً اگر خوشبینانه بگوییم، برگرفته از تصور کسی که دوست‌اش داریم. کسی که به او علاقه داریم چیزهایی دربارۀ ما می‌گوید و از همین حرف‌ها دست‌مان می‌آید که چه جور آدمی هستیم.»

سایمون کریچلی، چگونه از زندگی دست بشوییم و دلشوره آغاز کنیم، ترجمۀ مهرداد پارسا، نشر شوند، ص. ۱۸

#کتاب #نقل_قول

صداقت

وقتی با خودتان صداقت داشته باشید با دیگران هم خواهید داشت.

منوچهر انور، شبکه آفتاب، شمارۀ ۵۴‌، ص ۸۳

#نقل_قول

شاخۀ اشتباه

از این شاخه به آن شاخه پریدن همیشه بد نیست؛ ماندن روی شاخۀ اشتباه فاجعه است.

اعتبار

اعتبار نزد مخاطبانی مشخص را همواره بر شهرت نزد جماعتی نامشخص مقدم دانسته‌ام.

محمد قائد 

#نقل_قول

شیوه‌های بیشتری برای انسان‌بودن

«در نتیجه رورتی بر این ایدۀ هارولد بلوم تأکید می‌کند که هر چه بیشتر کتاب-و حتماً رمان-بخوانیم، به شیوه‌های بیشتری برای انسان‌بودن دست یافته‌ایم و بیشتر متقاعد می‌شویم که انسان‌ها جز خودشان چیزی برای اتکا کردن ندارند.»

شاپور بهیان، چکامۀ گذشته/مرثیۀ زوال، نشر چشمه، ص. ۱۸۱

#کتاب #نقل_قول

صیقل‌‌خوردن

با کوشش برای صیقل‌دادن نوشته‌هایت، خودت هم صیقل می‌خوری.

وابستگی فکری

بدون مهارت‌یافتن در تفکر نقادانه، ناچار از وابستگی انگل‌گونه به افکار دیگرانی.

مواجه با افکار منفی

در را روی افکار منفی ببندید، می‌بینید که از پنجره وارد می‌شوند. پس زور الکی نزنید. آن‌ها را بنویسید، بررسی کنید و بگذارید راهنمای شما باشند.

مصیبت شکسته‌نویسی

«…کسانی خیال می‌کنند که صرفاً با شکستنِ افعال و اداتِ یک متنِ نوشتاری، آن را به قالبِ گفتار درمی‌آورند و به آن جنبۀ خودمانی می‌دهند و با مخاطبانشان رابطۀ نزدیک‌تری برقرار می‌کنند، که البته ازین بابت سخت در اشتباهند، چون شکستنِ کلمات در حوزۀ لفظِ قلم نه فقط کسی را به کسی نزدیک نمی‌کند، بلکه در مواردِ بسیار، به دوری و حتی شرمساری هم می‌انجامد:
زنا و شوهرایی که علاقه‌مند به سعادتِ فرزندانشونن باید بدونن که مصالحِ واقعیِ اونا ایجاب می‌کنه که خودشونو…»

منوچهر انور، زبان زنده، نشر کارنامه، ص. ۳۳

#کتاب #نقل_قول

سوخت لازم برای تولید آثار خلاقانه

«می‌خواهید نویسندۀ بزرگی شوید؟ هر کتابی را که به دستتان می‌رسد بخوانید. نیاز دارید در نمایش‌نامۀ خود دیالوگ‌های بهتری بنویسید؟ به حرف‌های مردم در کافی‌شاپ گوش دهید (اما در این زمینه چندش‌آور نباشید). دلتان می‌خواهد یک مجری معرکۀ تلویزیون شوید؟ روزوشب تلویزیون تماشا کنید.»

الن گنت، منحنی خلاقیت، ترجمۀ هما قناد، ص. ۱۳۶

#کتاب #نقل_قول

دوباره‌نویسی

«دوباره‌نویسی شعرهای جانیفتاده را برای شاعران جوان کاری سخت مفید و کارساز می‌دانم.»

احمد شاملو، کتاب شعر: احمد شاملو، به‌کوشش هیوا مسیح، ص. ۹۱

#کتاب #نقل_قول

راه‌های مطمئن

«…زیرا پیمودن راه‌های مطمئن

هنری نیست.»

سیروس آتابای، نزدیکِ نور، نشر پیکره، ص ۱۶۲

#شعر #نقل_قول

این سوالات زخمدار

«زمین با چه رویی این همه زیبایی را به تن گرفته است؟ مقصود از این بازی بی‌رحمانه، این کمدی سیاه چیست؟ بیایی و پنج روز توی صحنه دلبری کنی، روح این را بنوازی، قلب آن را بشکنی، نقارۀ حق و عدل بکوبی و آنگاه در انتهای صحنه بیفتی و با آن سر پر شور و آن همه لطافت و زیبایی و عقل و هوش از هم بپاشی!»

اکبر رادی، انسان ریخته، ص. ۱۷۱

#کتاب #نقل_قول

موفقیت شبیه ر‌ؤیاست

«موفقیت شبیه ر‌ؤیاست، حس می‌کنی به آن رسیده‌ای به‌شرطی‌که از خواب نپری، یا کسی بیدارت نکند.»

جواد مجابی، عین حب نبات، نشر چلچله، ص. ۱۵۶

#کتاب #نقل_قول

مثل یک دوست

«یک قانون مرتبط با تجربه این است که با خودتان همان‌طور صحبت کنید که با دوستتان صحبت می‌کنید. از آنجایی که ما دربارۀ خودمان اطلاعات زیادی داریم، تمایل داریم بدترین منتقد خودمان باشیم؛ اما اگر با خودمان با همان روشی صحبت کنیم که انگار می‌خواهیم به یک دوست کمک کنیم، وضعیت را در جهت آنچه واقعاً هست می‌بینیم.»

نیر ایال و جولی لی، انحراف‌ناپذیر، نشر خوب، ص. ۵۸

#کتاب #نقل_قول

با سپر سطرها

«دور از چشم دنیا

با سپر سطرها گذشتم

از کنار زندگی.»

شهروز رشید، کتاب هرگز، نشر دات، ص. ۹۳

#شعر #نقل_قول

خوب شنیدن

«داستان‌نویس باید در کنار خوب دیدن خوب شنیدن را هم بداند تا بتواند خوب روایت کند.»

فرشته مولوی، از نوشتن، نشر آگه، ص. ۱۶۹

#کتاب #نقل_قول

کلمات مست

«باران که می‌بارد

کلمات مست می‌کنند…»

حسن صلح‌جو، صبح یکی از همین روزها، نشر ثالث، ص. ۳۴

#کتاب #نقل_قول

این عادت بچه‌هاست

«این کار را کنار بگذارید که وقتی به شما حمله می‌کنند، به جای دفاع معقول و منطقی، شما هم دست به حمله می‌زنید. این عادت بچه‌هاست:

«-تو بدی.» «-خودت بدی.»

«-تو نادرستی» «-خودت نادرستی.»

«-تو فلان کار بد را کردی.» «-تو هم آن روز فلان کار را که بد بود، کردی.»

این وضع هیچ چیز را توجیه نمی‌کند. بدی و زشتی من، بدی و زشتی تو را، خوبی و زیبایی نشان نخواهد داد. پلیدی من، پلیدی تو را موجه نخواهد ساخت.»

فریدون تنکابنی، یادداشت‌های شهر شلوغ، ص. ۱۴۷

#کتاب #نقل_قول

عشق از نگاه جبران خلیل جبران

«عشق لبخندی لطیف بر لبانِ زیبایی‌ست.»

جُبران خلیل جُبران، زیبایی زندگی، ترجمۀ احمد آرام، نشر کارنامه

#کتاب #نقل_قول

وسواس در انتخاب واژه‌ها

«من تلاش می‌کردم در نوشته‌ها و سخنرانی‌هایم بیشترین دقت و ظرافت را رعایت کنم. وسواس من در انتخاب واژه‌ها به اندازه‌ای بود که انگار می‌خواستم سکه‌ای را از لای درز باریکی به یک صندوق بیندازم. همان‌طور که ضخامت و اندازۀ سکه باید چنان باشد که به راحتی از شکاف و درز عبور کند، واژه‌ها یا واژگانی را انتخاب می‌کردم که به آسانی به قلب و روح مردم رسوخ کنند…»

وینستون چرچیل، چگونه مثل چرچیل فکر کنیم، ترجمۀ سیامک دشتی، نشر ایران‌بان، ص. ۷۹

#کتاب #نقل_قول

ما امانت‌دار مخاطبین آیندۀ خود هستیم

«یکی از گفتار مشترک ناشرینِ متعددِ من این بود که هیچ واژه‌ای از زیر چشمش نمی‌پَرَد، کاملاً متون را بدون غلط به ایستگاه نهایی می‌رساند. دقیق هستم، هر کلمه در شعر برای من یک نُت از یک دستگاه موسیقایی است. ما امانت‌دار مخاطبین آیندۀ خود هستیم. هر اشتباه چاپی در کتاب، وَهنی است که بر کلمه، متن و کتاب، که بر نویسنده و مخاطب و ناشر روا داشته می‌شود و نباید در دفع آن خطا و سستی به خود راه داد.»

سیدعلی صالحی، راه دور…، نشر چشمه، ص. ۳۶۴

#کتاب #نقل_قول

همۀ ستاره‌ها

«دلم می‌خواست چندان عدد یاد بگیرم

تا همۀ ستاره‌ها را

شماره کنم»

کیومرث منشی‌زاده، قرمزتر از سفید، ص. ۱۳

#شعر #نقل_قول

جزئیات

«…شاید همینجا. در همین باغچه‌ای که شهاب گل‌هایش را نمی‌شناخت؛ مگر چند تایی. در حالی که ادعایش این بود به جزئیات خیلی دقت می‌کند. شاه‌پسند را می‌شناخت، گل نرگس را می‌شناخت. اما کوکب‌ها کدام بودند؟ زیانِ مادرشوهر کدام بود؟ حسن یوسف؟ گل یخ؟ هیچ. اصلاً.»

شاپور بهیان، در سرزمینی دیگر، نشر پیدایش، ص. ۱۰

#کتاب #نقل_قول

این‌همه حرف‌های شیرین

«گفت: عمواُغلی خلیل! یک حسرت به دلم هست.

گفتم: چه حسرتی؟

گفت: حسرت این‌که ما از این دنیا خواهیم رفت و این‌همه حرف‌های شیرین را با خود به گور خواهیم برد.»

ماجراهای قریۀ داناباش، جلیل‌محمد قلی‌زاده، ترجمۀ علی کاتبی، نشر دنیا، ص. ۱۱

#کتاب #نقل_قول

رفتار عقلانی یعنی چی؟

«اما واقعاً رفتار عقلانی یعنی چی؟ معمولاً به رفتار غیرهیجانی می‌گویند رفتار عقلانی. فکر کردن را عقلانی می‌دانند، و هیجان‌ورزی را غیرعقلانی. اما این لزوماً درست نیست. هیجانات گاهی عقلانی‌اند، مثلاً وقتی بر اثر خطری حتمی احساس ترس می‌کنید. و فکر هم گاهی غیرعقلانی است، مثلا وقتی ساعت‌ها شبکه‌های اجتماعی را بالاوپایین می‌کنید با این فکر که بی‌بروبرگرد چیز مهمی خواهید دید.»

لیزا فلدمن بارت، ۷/۵ درس دربارۀ مغز، ترجمۀ پیام یزدانی، نشر اختران، ص. ۳۵

#کتاب #نقل_قول

داستان زندگی ما

«زندگی ما مهم‌ترین داستانی است که برای تعریف کردن داریم.»

-آنت سیمنس

#داستان‌سرایی #نقل_قول

برنامۀ روزانه

داشتن یک برنامۀ روزانۀ کارآمد، نوعی احترام به خود و زندگی است.

فرصت شاد‌بودن

شغلی که به تو فرصت شاد‌بودن نمی‌دهد، فرصت موفقیت‌های بزرگ را هم نمی‌دهد. (+)

اشتباه

با پرسه‌زدن در شبکه‌های اجتماعی نمی‌توان به ناتوانی در فهم مسائل غلبه کرد.