تصور ما از خودمان

«از روان‌کاوی آموخته‌ام که هر بینش و تصوری که از خودم داشته باشم، برگرفته از تصوری است که دیگری از من دارد؛ معمولاً اگر خوشبینانه بگوییم، برگرفته از تصور کسی که دوست‌اش داریم. کسی که به او علاقه داریم چیزهایی دربارۀ ما می‌گوید و از همین حرف‌ها دست‌مان می‌آید که چه جور آدمی هستیم.»

سایمون کریچلی، چگونه از زندگی دست بشوییم و دلشوره آغاز کنیم، ترجمۀ مهرداد پارسا، نشر شوند، ص. ۱۸

#کتاب #نقل_قول

صداقت

وقتی با خودتان صداقت داشته باشید با دیگران هم خواهید داشت.

منوچهر انور، شبکه آفتاب، شمارۀ ۵۴‌، ص ۸۳

#نقل_قول

شاخۀ اشتباه

از این شاخه به آن شاخه پریدن همیشه بد نیست؛ ماندن روی شاخۀ اشتباه فاجعه است.

اعتبار

اعتبار نزد مخاطبانی مشخص را همواره بر شهرت نزد جماعتی نامشخص مقدم دانسته‌ام.

محمد قائد 

#نقل_قول

شیوه‌های بیشتری برای انسان‌بودن

«در نتیجه رورتی بر این ایدۀ هارولد بلوم تأکید می‌کند که هر چه بیشتر کتاب-و حتماً رمان-بخوانیم، به شیوه‌های بیشتری برای انسان‌بودن دست یافته‌ایم و بیشتر متقاعد می‌شویم که انسان‌ها جز خودشان چیزی برای اتکا کردن ندارند.»

شاپور بهیان، چکامۀ گذشته/مرثیۀ زوال، نشر چشمه، ص. ۱۸۱

#کتاب #نقل_قول

صیقل‌‌خوردن

با کوشش برای صیقل‌دادن نوشته‌هایت، خودت هم صیقل می‌خوری.

وابستگی فکری

بدون مهارت‌یافتن در تفکر نقادانه، ناچار از وابستگی انگل‌گونه به افکار دیگرانی.

مواجه با افکار منفی

در را روی افکار منفی ببندید، می‌بینید که از پنجره وارد می‌شوند. پس زور الکی نزنید. آن‌ها را بنویسید، بررسی کنید و بگذارید راهنمای شما باشند.

مصیبت شکسته‌نویسی

«…کسانی خیال می‌کنند که صرفاً با شکستنِ افعال و اداتِ یک متنِ نوشتاری، آن را به قالبِ گفتار درمی‌آورند و به آن جنبۀ خودمانی می‌دهند و با مخاطبانشان رابطۀ نزدیک‌تری برقرار می‌کنند، که البته ازین بابت سخت در اشتباهند، چون شکستنِ کلمات در حوزۀ لفظِ قلم نه فقط کسی را به کسی نزدیک نمی‌کند، بلکه در مواردِ بسیار، به دوری و حتی شرمساری هم می‌انجامد:
زنا و شوهرایی که علاقه‌مند به سعادتِ فرزندانشونن باید بدونن که مصالحِ واقعیِ اونا ایجاب می‌کنه که خودشونو…»

منوچهر انور، زبان زنده، نشر کارنامه، ص. ۳۳

#کتاب #نقل_قول

سوخت لازم برای تولید آثار خلاقانه

«می‌خواهید نویسندۀ بزرگی شوید؟ هر کتابی را که به دستتان می‌رسد بخوانید. نیاز دارید در نمایش‌نامۀ خود دیالوگ‌های بهتری بنویسید؟ به حرف‌های مردم در کافی‌شاپ گوش دهید (اما در این زمینه چندش‌آور نباشید). دلتان می‌خواهد یک مجری معرکۀ تلویزیون شوید؟ روزوشب تلویزیون تماشا کنید.»

الن گنت، منحنی خلاقیت، ترجمۀ هما قناد، ص. ۱۳۶

#کتاب #نقل_قول

دوباره‌نویسی

«دوباره‌نویسی شعرهای جانیفتاده را برای شاعران جوان کاری سخت مفید و کارساز می‌دانم.»

احمد شاملو، کتاب شعر: احمد شاملو، به‌کوشش هیوا مسیح، ص. ۹۱

#کتاب #نقل_قول

راه‌های مطمئن

«…زیرا پیمودن راه‌های مطمئن

هنری نیست.»

سیروس آتابای، نزدیکِ نور، نشر پیکره، ص ۱۶۲

#شعر #نقل_قول

این سوالات زخمدار

«زمین با چه رویی این همه زیبایی را به تن گرفته است؟ مقصود از این بازی بی‌رحمانه، این کمدی سیاه چیست؟ بیایی و پنج روز توی صحنه دلبری کنی، روح این را بنوازی، قلب آن را بشکنی، نقارۀ حق و عدل بکوبی و آنگاه در انتهای صحنه بیفتی و با آن سر پر شور و آن همه لطافت و زیبایی و عقل و هوش از هم بپاشی!»

اکبر رادی، انسان ریخته، ص. ۱۷۱

#کتاب #نقل_قول

موفقیت شبیه ر‌ؤیاست

«موفقیت شبیه ر‌ؤیاست، حس می‌کنی به آن رسیده‌ای به‌شرطی‌که از خواب نپری، یا کسی بیدارت نکند.»

جواد مجابی، عین حب نبات، نشر چلچله، ص. ۱۵۶

#کتاب #نقل_قول

مثل یک دوست

«یک قانون مرتبط با تجربه این است که با خودتان همان‌طور صحبت کنید که با دوستتان صحبت می‌کنید. از آنجایی که ما دربارۀ خودمان اطلاعات زیادی داریم، تمایل داریم بدترین منتقد خودمان باشیم؛ اما اگر با خودمان با همان روشی صحبت کنیم که انگار می‌خواهیم به یک دوست کمک کنیم، وضعیت را در جهت آنچه واقعاً هست می‌بینیم.»

نیر ایال و جولی لی، انحراف‌ناپذیر، نشر خوب، ص. ۵۸

#کتاب #نقل_قول

با سپر سطرها

«دور از چشم دنیا

با سپر سطرها گذشتم

از کنار زندگی.»

شهروز رشید، کتاب هرگز، نشر دات، ص. ۹۳

#شعر #نقل_قول

خوب شنیدن

«داستان‌نویس باید در کنار خوب دیدن خوب شنیدن را هم بداند تا بتواند خوب روایت کند.»

فرشته مولوی، از نوشتن، نشر آگه، ص. ۱۶۹

#کتاب #نقل_قول

کلمات مست

«باران که می‌بارد

کلمات مست می‌کنند…»

حسن صلح‌جو، صبح یکی از همین روزها، نشر ثالث، ص. ۳۴

#کتاب #نقل_قول

این عادت بچه‌هاست

«این کار را کنار بگذارید که وقتی به شما حمله می‌کنند، به جای دفاع معقول و منطقی، شما هم دست به حمله می‌زنید. این عادت بچه‌هاست:

«-تو بدی.» «-خودت بدی.»

«-تو نادرستی» «-خودت نادرستی.»

«-تو فلان کار بد را کردی.» «-تو هم آن روز فلان کار را که بد بود، کردی.»

این وضع هیچ چیز را توجیه نمی‌کند. بدی و زشتی من، بدی و زشتی تو را، خوبی و زیبایی نشان نخواهد داد. پلیدی من، پلیدی تو را موجه نخواهد ساخت.»

فریدون تنکابنی، یادداشت‌های شهر شلوغ، ص. ۱۴۷

#کتاب #نقل_قول

عشق از نگاه جبران خلیل جبران

«عشق لبخندی لطیف بر لبانِ زیبایی‌ست.»

جُبران خلیل جُبران، زیبایی زندگی، ترجمۀ احمد آرام، نشر کارنامه

#کتاب #نقل_قول

وسواس در انتخاب واژه‌ها

«من تلاش می‌کردم در نوشته‌ها و سخنرانی‌هایم بیشترین دقت و ظرافت را رعایت کنم. وسواس من در انتخاب واژه‌ها به اندازه‌ای بود که انگار می‌خواستم سکه‌ای را از لای درز باریکی به یک صندوق بیندازم. همان‌طور که ضخامت و اندازۀ سکه باید چنان باشد که به راحتی از شکاف و درز عبور کند، واژه‌ها یا واژگانی را انتخاب می‌کردم که به آسانی به قلب و روح مردم رسوخ کنند…»

وینستون چرچیل، چگونه مثل چرچیل فکر کنیم، ترجمۀ سیامک دشتی، نشر ایران‌بان، ص. ۷۹

#کتاب #نقل_قول

ما امانت‌دار مخاطبین آیندۀ خود هستیم

«یکی از گفتار مشترک ناشرینِ متعددِ من این بود که هیچ واژه‌ای از زیر چشمش نمی‌پَرَد، کاملاً متون را بدون غلط به ایستگاه نهایی می‌رساند. دقیق هستم، هر کلمه در شعر برای من یک نُت از یک دستگاه موسیقایی است. ما امانت‌دار مخاطبین آیندۀ خود هستیم. هر اشتباه چاپی در کتاب، وَهنی است که بر کلمه، متن و کتاب، که بر نویسنده و مخاطب و ناشر روا داشته می‌شود و نباید در دفع آن خطا و سستی به خود راه داد.»

سیدعلی صالحی، راه دور…، نشر چشمه، ص. ۳۶۴

#کتاب #نقل_قول

همۀ ستاره‌ها

«دلم می‌خواست چندان عدد یاد بگیرم

تا همۀ ستاره‌ها را

شماره کنم»

کیومرث منشی‌زاده، قرمزتر از سفید، ص. ۱۳

#شعر #نقل_قول

جزئیات

«…شاید همینجا. در همین باغچه‌ای که شهاب گل‌هایش را نمی‌شناخت؛ مگر چند تایی. در حالی که ادعایش این بود به جزئیات خیلی دقت می‌کند. شاه‌پسند را می‌شناخت، گل نرگس را می‌شناخت. اما کوکب‌ها کدام بودند؟ زیانِ مادرشوهر کدام بود؟ حسن یوسف؟ گل یخ؟ هیچ. اصلاً.»

شاپور بهیان، در سرزمینی دیگر، نشر پیدایش، ص. ۱۰

#کتاب #نقل_قول

این‌همه حرف‌های شیرین

«گفت: عمواُغلی خلیل! یک حسرت به دلم هست.

گفتم: چه حسرتی؟

گفت: حسرت این‌که ما از این دنیا خواهیم رفت و این‌همه حرف‌های شیرین را با خود به گور خواهیم برد.»

ماجراهای قریۀ داناباش، جلیل‌محمد قلی‌زاده، ترجمۀ علی کاتبی، نشر دنیا، ص. ۱۱

#کتاب #نقل_قول

رفتار عقلانی یعنی چی؟

«اما واقعاً رفتار عقلانی یعنی چی؟ معمولاً به رفتار غیرهیجانی می‌گویند رفتار عقلانی. فکر کردن را عقلانی می‌دانند، و هیجان‌ورزی را غیرعقلانی. اما این لزوماً درست نیست. هیجانات گاهی عقلانی‌اند، مثلاً وقتی بر اثر خطری حتمی احساس ترس می‌کنید. و فکر هم گاهی غیرعقلانی است، مثلا وقتی ساعت‌ها شبکه‌های اجتماعی را بالاوپایین می‌کنید با این فکر که بی‌بروبرگرد چیز مهمی خواهید دید.»

لیزا فلدمن بارت، ۷/۵ درس دربارۀ مغز، ترجمۀ پیام یزدانی، نشر اختران، ص. ۳۵

#کتاب #نقل_قول

داستان زندگی ما

«زندگی ما مهم‌ترین داستانی است که برای تعریف کردن داریم.»

-آنت سیمنس

#داستان‌سرایی #نقل_قول

برنامۀ روزانه

داشتن یک برنامۀ روزانۀ کارآمد، نوعی احترام به خود و زندگی است.

فرصت شاد‌بودن

شغلی که به تو فرصت شاد‌بودن نمی‌دهد، فرصت موفقیت‌های بزرگ را هم نمی‌دهد. (+)

اشتباه

با پرسه‌زدن در شبکه‌های اجتماعی نمی‌توان به ناتوانی در فهم مسائل غلبه کرد.

جرئت بسیار

فقط کافی است پیش از انجام سخت‌ترین کارها دو ساعت پشت سر هم از درونیاتت بنویسی، آن‌وقت می‌بینی که جرئت‌ات برای انجام کارها هزار برابر شده.

آینده‌ساز

تسلط بر نوشتن کمک می‌کند که حس کنی توان بیشتری برای ساختن آینده داری.

شکوفایی با نظم شخصی

داشتن نظم شخصی به معنای محدودیت و خرکاری نیست. اتفاقا بیشترین آزادی عمل و فراغت با نظم شخصی به دست می‌آید.

هیچ‌ و پوچ

هدف‌گذاری بدون داشتن نظم‌شخصی یعنی هیچ‌ و پوچ.

انرژی

داشتن وقت کافی اصلاً اهمیتی ندارد؛ مسئله داشتن انرژی کافی است.

تغییر مثبت

روی آموختن یک مهارت تمرکز جدی داشته باش. همین که حس کنی در گوشه‌ای از زندگی در حال رشد هستی و هر روز بهبود اندکی را تجربه می‌کنی حس‌وحالت نسبت به تمام زندگی دستخوش تغییر می‌شود. (+)

کنترل ذهن

اگر اراده و حوصلۀ کنترل ورودی‌های ذهنت را نداری، با ناامیدی و زوال بساز.

اقدام سریع

هیچ‌چیز به‌اندازۀ اقدام سریع تمایز ایجاد نمی‌کند.

لحظه

هر لحظه که حس کردی باید بگویی «دوستت دارم» همان لحظه بگو.

محتوای خوب

با محتوای خوبی که تولید می‌کنی روز دیگران را بساز.